تصویر روز نجوم؛
تصاویری از هلال ونوس و کهکشان تاریک
تصاویر نجوم روزهای 9 و 10 آپریل به تصویری از هلال سیاره ونوس و همچنین به کهکشانی تعلق دارد که قسمت عمده حلقه غبار آن به صورت غیر طبیعی در تاریکی و سایه قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، تصویر روز نجوم 9 آپریل 2009 به تصویری از هلال سیاره ونوس تعلق دارد که در ساعتهای روشنایی روز و در تاریخ 26 مارچ به ثبت رسیده است.

در این تصویر می توان ونوس را در نزدیکی مقارنه داخلی- نزدیکترین فاصله به نقطه ای که دقیقا در میان زمین و خوشید قرار گرفته است- مشاهده کرد.

سیاره ونوس

در هنگام مقارنه داخلی، ونوس در نزدیک ترین فاصله ممکن از زمین قرار گرفته و ساکنان زمین می توانند بزرگترین شکل این سیاره زیبا را مشاهده کنند. نکته ای که این تصویر را منحصر به فرد ساخته است، هلال های کمرنگی است که در قسمت تاریک سیاره شکل گرفته است.

چگونگی شکل گیری کهکشان NGC7049 با داشتن ظاهرغیر عادی، تا کنون ناشناخته باقی مانده است. این کهکشان به دلیل داشتن حلقه غباری که قسمتی از آن به شکلی غیر طبیعی در سایه قرار گرفته است، از ظاهر غیر متعارف برخوردار است.

در تصویر روز نجوم 10 آپریل 2009 حلقه تاریک بسیار تاریکتر از انبوه میلیونها ستاره درخشانی که در پس حلقه قرار گرفته اند دیده می شود.

کهکشان NGC7049    

در پس غبارهای تاریک، کهکشان NGC7049 مشابه کهکشانهای بیضوی به نظر می آید که در عین حال به شکلی شگفت آور از چندین خوشه ستاره ای نیز برخوردار است.

این تصویر به تازگی و توسط تلسکوپ فضایی هابل به ثبت رسیده است. ستاره درخشانی که تقریبا در بالای کهکشان دیده می شود ستاره ای نامرتبط با این کهکشان است که در کهکشان راه شیری قرار دارد.

کهکشان NGC7049 در فاصله ای برابر 100 میلیون سال نوری و در میان صورت فلکی ایندوس قرار گرفته و وسعتی برابر 150 هزار سال نوری برای آن تخمین زده شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ساعت ۷:۴۷ ب.ظ  توسط محمد ایوب سعادت  | 
کهکشانهای نامرئی جهان هستی کشف شدند
دانشمندان بین المللی با ارسال تلسکوپی به لایه های مرتفع از اتمسفر زمین موفق به ردیابی کهکشانهای ساب میلیمتری و نامرئی شدند که در سالهای اولیه تشکیل جهان هستی شکل گرفته اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، تلسکوپی که به واسطه یک بالون هلیوم و بیش از 2 سال گذشته به بالاترین لایه های اتمسفر منتقل شده بود، اطلاعات و دیدگاهی جدید را از شکل گیری اولین کهکشانها در بیش از 7 بیلیون سال پیش به دانشمندان بین المللی ارائه کرد.

تلسکوپ BLAST با وزنی برابر 2 تن در دسامبر سال 2006 به ارتفاع 36 کیلومتری از اتمسفر زمین فرستاده شد و پس از آن به مدت 11 روز به مشاهده نورهایی پرداخت که از ستاره های جوان موجود در کهکشانهای فعال و مولد ستاره ناشی می شد.

اکنون دانشمندان، اولین یافته های خود را از این دقایق ناشناخته از تاریخ جهان هستی یعنی زمانی که جهان تنها چندین بیلیون سال سن داشته است ارائه کردند. بر اساس این یافته ها نور کهکشانهای جوان توسط چشم انسان قابل مشاهده نیست زیرا این نورها از طیفهای نوری فرا مادون قرمز و ساب میلیمتری هستند.

در حالیکه کهکشانهای ساب میلیمتری برای اولین بار در حدود 10 سال پیش کشف شدند، ردیابی آنها از زمین به دلیل وجود مانعی به نام اتمسفر امری پیچیده به شمار می رفت زیرا آب موجود در لایه هایی زیرین اتمسفر، نور را در محدوده ساب میلیمتر جذب می کند.

بالن هلیومی در این موقعیت بهترین گزینه ای بود که توانایی حمل تلسکوپ را بر فراز سطح مزاحم اتمسفر داشت. به گفته دانشمندان، تلسکوپ BLAST بزرگترین تلسکوپی است که تاکنون توسط بالن هلیومی به اتمسفر زمین سفر کرده است. این تلسکوپ در دوره 11 روزه رصد در اتمسفر موفق شد موجودیت 10 برابر کهکشانهای ساب میلیمتری که تا کنون و طی 10 سال گذشته کشف شده است را به ثبت برساند.

این کهکشانها متفاوت از کهکشانهایی که امروزه تصاویر آنها مشاهده می شود، بسیار درخشان بوده و میزان ستاره سازی آنها نسبت به کهکشانهای معمولی 100 برابر است. بیش از 70 درصد از این کهکشانها را نور طیف مادون قرمز تشکیل می دهد.

جمع آوری اطلاعات به دست آمده از این تلسکوپ توسط دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا و با صرف 2 سال زمان ممکن شد. با وجود اینکه در هنگام فرود بالن به دلیل ایجاد اختلال در چتر نجات خسارت هایی به تلسکوپ وارد آمده بود، دانشمندان توانستند تمامی اطلاعات ثبت شده در این تلسکوپ را احیا کرده و مورد استفاده قرار دهند.

بر اساس گزارش سی بی سی، محققان امیدوارند اطلاعات BLAST بتواند اطلاعات با ارزشی را به منظور هدایت تلسکوپ فضایی "هرشل" که در ماه آینده به فضا پرتاب خواهد شد به آژانس فضایی اروپا ارائه کند. این تلسکوپ برای ردیابی کهکشانهای ساب میلیمتری از تجهیزاتی مشابه تجهیزات BLAST استفاده خواهد کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ساعت ۷:۴۱ ب.ظ  توسط محمد ایوب سعادت  | 
پروازی سه بعدی در میان سحابی کارینا
متخصصان تیم هابل با استفاده از تصاویر دو بعدی به ثبت رسیده توسط این تلسکوپ فضایی، تصاویر ویدئویی سه بعدی به وجود آورده اند که بیننده را به سفری سه بعدی در میان سحابی کارینا خواهد برد.

به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم هابل سه بعدی در سال جاری بر روی پرده سینماها با استقبال خوبی مواجه شد و از این رو تیم متخصصان تلسکوپ فضایی هابل تصمیم گرفتند نمایشگرهای رایانه های خانگی را نیز تحت تاثیر جادوی سه بعدی تصاویر زیبای هابل قرار دهند.

تیم هابل تصاویر ویدیویی سرخ-آبی رنگی را منتشر کرده است که بیننده را به همراه خود به پروازی در میان سحابی کارینا می برد. با این حال بر اساس آنچه در حین تصاویر ویدیویی گفته می شود به دلیل استفاده از تکنیکهای هنری متعدد، دقت علمی این تصاویر پایین آمده است.

برای ساخت این تصاویر متخصصان ستاره ها و لایه های سحابی را با استفاده از اطلاعات علمی و تکنیکهای هنری از تصاویر دو بعدی هابل جدا کرده و از آن برای ایجاد تصور عمق در فیلم استفاده کرده اند و از این رو فاصله واقعی میان ستاره ها و سحابی به اندازه قابل توجهی فشرده شده است.

بر اساس گزارش ان بی سی، برای دیدن این تاثیر سه بعدی، کاربران باید عینکهای قرمز و آبی سه بعدی به چشم داشته باشند و به منظور افزایش تاثیرگذاری تکنیک سه بعدی باید تصاویر را در کادر واقعی و کامل مشاهده کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ساعت ۷:۳۶ ب.ظ  توسط محمد ایوب سعادت  | 

یوهان اشتارک

یوهان اشتارک (۱۵ آوریل ۱۸۷۴ آلمان ، ۲۱ ژوئن ۱۹۵۷ آلمان) فیزیکدان آلمانی (فیزیک تجربی) بود که در ۱۹۱۹ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد. در ۱۸۹۷ مدرک دکتری خود را دانشگاه مونیخ گرفت. در ۱۹۰۵ اثر دوپلر در پرتوهای مجرایی را کشف کرد. در ۱۹۱۴ شکافتگی خطوط طیفی در اثر میدان الکتریکی را کشف کرد که این پدیده بعدها به نام خود او به اثر اشتارک معروف شد.در ۱۹۱۹ به خاطر این دو کشف جایزه نوبل فیزیک به او داده شد. بعد از به قدرت رسیدن نازی‌ها او رهبری حرکت "فیزیک آلمانی" در مقابل "فیزیک یهودی" را به عهده گرفت و با نظریه نسبیت مخالفت کرد که به همین علت با ورنر هایزنبرگ مشاجراتی انجام داد. بعد از جنگ در سال ۱۹۴۷ توسط دادگاه ضدنازی به چهار سال حبس محکوم شد.

 

 

 نيكلاس اوگوست اوتو

نيكلاس اوگوست اوتو ، مخترع آلماني بود كه در سال 1876 اولين موتور درون‌سوز چهارزمانه را ساخت كه الگو و مدلي شد براي صدها ميليون موتور مشابه كه از آن زمان تا كنون ساخته شده است. موتور درون‌سوز يك وسيله گردنده است كه در فايف موتوري و موتورسيكلت‌ها كاربرد دارد. علاوه بر موارد استعمال فراوان آن در صنعت، اختراع هواپيما بدون استفاده از آن غير ممكن بود. تا قبل از پرواز اولين هواپيماي جت در سال 1939، نيروي محركه تمام هواپيماها در واقع توسط موتورهاي درون‌سوز كه چرخه‌كار آنها بر مدار اوتو بودف تأمين مي‌شد. امّا مهمترين مورد كاربرد موتورهاي درون‌سوز استفاده ازآنان در اتومبيل‌ها است. قبل از آنكه اوتو موتور خود را اختراع كند براي ساخت اتومبيل تلاش‌هاي فراوان و عديده‌اي شده بود. برخي مخترعين نظير زيگفريد ماركوس (در سال 1875) اتين لنور (در سال 1862) و نيكلاژوزف كنوت (در سال 1769) موفق به ساخت مدل‌هايي شدند كه حركت مي‌كرد. اما به علت نبودن موتور مناسب، موتوري كه هر دو مزيت وزن كم و قدرت زياد را با هم داشته باشد هيچ كدام از آن مدل‌ها در عمل قابل استفاده نبود. ولي در خلال پانزده سال پس از اختراع موتور چهار زمانه اوتو، دو مخترع آلماني ديگر، كارل بنز و گوتلمب دايملر، هر يك اتومبيل‌هايي قابل استفاده و قابل فروش ساختند. از آن زمان انواع مختلف از موتورها براي به حركت درآوردن اتومبيل ساخته شده است. ممكن است در آينده‌اي نه چندان دور، اتومبيل‌هايي كه با نيروي بخار، باطري‌هاي برقي و يا با استفاده از ساير منابع انرژي حركت مي‌كنند، ساخته شوند كه نسبت به اتومبيل‌هاي كنوني برتري خواهند داشت. ولي واقعيت اين است كه در 99 درصد از صدها ميليون اتومبيل ساخته شده تا اين زمان از موتورهاي درون‌سوز چهارزمانه است كه در كاميون‌ها، اتوبوس‌ها و كشتي‌ها از آن استفاده مي‌شود. اين موتور چرخه چهارزمانه‌اي مشابه با موتور اوتو دارد ولي نوع سوخت آن متفاوت است. نيكلاس اوگوست اوتو در سال 1832 در شهر «هولشازن» آلمان به دنيا آمد او به هنگام مرگ در سال 1891 كاملاً ثروتمند بود.

 

 

ارنست رادرفورد

ارنست رادرفورد در تاريخ سي ام ماه اوت سال 1871 در حومه برايت واتر شهر نلسون واقع در ساحل شمالي جزيره جنوبي زلاند نو به دنيا آمد.او ده ساله بود كه كتاب پرطرفداري به نام «خواندنيهاي اوليه فيزيك» تأليف معلمي به نام بالفور استوارت به دست آورد. كتاب استوارت مشابه كتابهاي خودآموز فيزيك امروزي بود كه در آنها نحوه به نمايش در آوردن اصول پايه فيزيك با استفاده از اشياي ساده موجود در خانه مانند سكه، شمع، سنگ وزنه و وسايل آشپزخانه به خواننده ياد داده مي شود. وي رشته هاي تحصيلي اصلي خود را فيزيك و رياضيات انتخاب كرد كه از بخت مساعد در هر دوي آنها معلمان خوبي هم داشت. رادرفورد در پايان دوره آموزشي سه ساله خود درجه كارشناسي رياضي و فيزيك- رياضي و (بطور كلي) علوم فيزيكي به پايان رسانيد رادرفورد در پي انتشار دو مقاله مهم درباره فعاليت تشعشعي مواد در سال 1895 برخلاف دوم شدن در گزينش جايزه مهمي به شكل يك بورس تحصيلي دريافت كرد. مقررات اعطاي جايزه حق انتخاب مؤسسه آموزشي را به خود برنده جايزه مي داد كه رادرفورد آزمايشگاه كاونديش دانشگاه كمبريج به مديريت جي.جي. تامسون (صاحب نظر پيشتاز جهان در زمينه الكترومغناطيس) را برگزيد. در آن سال ويلهلم كنراد رونتگن فيزيكدان آلماني موفق به كشف اشعه ايكس شد. كشف مهم ديگري كه منجر به شروع كار اصلي رادرفورد شد كشف هانري بكرل فرانسوي در سال 1898 بود. رادرفورد در سال 1895 به آزمايشگاه كاونديش دانشگاه كمبريج آمد تا در آنجا تحت مديريت جي.جي. تامسون مشغول به كار شود. تامسون كه استاد فيزيك تجربي بود رادرفورد را فعالانه در آزمايشگاه به كار گرفت. رادرفورد در اوايل كار تحقيقاتي خود با انجام آزمايشي كه فكر آن از خود وي بود دو تابش راديواكتيوي ناهمانند شناسايي كرد. او پي برد كه بخشي از تابش با برگه اي به ضخامت يك پانصدم سانتي متر قابل ايستادن بود اما براي متوقف كردن بخش ديگر برگه هاي بس ضخيم تري لازم بود. او اولين اشعه اي را كه تابشي با بار الكتريكي مثبت و يونيزه كننده اي قوي بود و به سهولت در مواد جذب مي شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را كه تابشي با بار الكتريكي منفي بود و تشعشع كمتري ايجاد مي كرد اما قابليت نفوذ آن در مواد زياد بود اشعه بتا ناميد. تابش نوع سومي كه شبيه پرتوهاي ايكس بود در سال 1900 بوسيله پل اوريچ ويلارد (فيزيكدان فرانسوي) كشف شد. اين پرتو نافذترين تابش را داشت. طول موج آن بسيار كوتاه و فركانس آن فوق العاده زياد بود. تابش جديد، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همكارانش كشف كردند كه فعاليت تشعشعي طبيعي مشهود در اورانيوم: فرايند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانيوم بصورت يك هسته اتم هليم و برجاي ماندن اتمي سبك تر از اتم اورانيوم در اورانيوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است. از كشف آنها نتيجه گيري شد كه راديوم تنها يك عنصر از رشته عناصر حاصل از فعاليت تشعشعي اورانيوم است. رادرفورد در سال 1903 به عضويت انجمن سلطنتي لندن درآمد و در سال 1904 نخستين كتاب خود به نام «فعاليت تشعشعي» را كه امروزه از كتب كلاسيك نوشته شده در آن زمينه شناخته مي شود، منتشر كرد رادرفورد به پاس كوششهاي علمي خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوايز زيادي دريافت كرد كه دريافت جايزه نوبل سال 1907 در شيمي نقطه اوج آن بود. اين نشان افتخار را البته براي كارهايي كه در كانادا در زمينه فعاليت تشعشعي عناصر كرده بود به او دادند. بزرگترين دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر كشف ساختار هسته اتم بود. پيش از رادرفورد اتم به گفته خود او «يك موجود نازنين سخت و قرمز و يا به حسب سليقه خاكستري بود اما اينك يك منظومه شمسي بسيار ريز متشكل از ذرات بي شمار بود كه مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد ديگر در سينه هم بود.» رادرفورد در سال 1937 در اثر يك فتق محتقن (گونه اي تورم ناشي از انسداد اعضاي دروني) درگذشت. او در آن هنگام شصت و شش ساله و هنوز سرزنده و قوي بود. سهم رادرفورد در شكل گيري درك كنوني ما از ماهيت ماده از هر كس ديگري بيشتر است. او آشكارا بزرگترين فيزيكدان آزمايشگر زمان خود بود و از زمان مايكل فارادي به بعد ديگر فيزيكدان آزمايشگري به بزرگي او نيامده بود. دهها انجمن علمي و دانشگاه به او عضويت و درجات دانشگاهي افتخاري دادند. او را پدر انرژي هسته اي ناميده اند. 

 

 

 

 

 ویلهم رونتگن

ویلهلم کنراد روننگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است. همچنین او جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به خاطر این کشف خود بدست آورد. زندگی نامه ویلهلم کنراد رونتگن در ۲۷ مارس ۱۸۴۵ در شهر لنپ در کشور آلمان متولد شد . کنراد تحصیلات ابتدایی خود را در هلند گذرانید و سپس به سوییس مسافرت کرد و وارد دانشگاه زونیخ شد و تحت نظر پروفسور آدولف کلاسیوس به تحصیل ادامه داد. پس از اتمام تحصیلات موفق به اخذ درجه دکترا در رشته فیزیک گردید و به ورتسبرگ آلمان بازگشت. مطالعات و اکتشافات مطالعات رونتگن بیشتر درباره الکتریسیته و نور و گرما بود و بالاخره در تعقیب مطالعات سر ویلیام کروکس موفق به کشف اشعه ایکس شد. کشف رونتگن اولین کشف از سری کشفیات در مورد رادیو اکتیویته بود که شامل کشفیات بکرل ، کوری ، رادرفورد ، ماکس پلانک ، تامپسون ، انیشتین و انریکو فرمی می‌شد. اشعه X اشعه‌ای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور می‌کند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفاده‌های شایانی از این اشعه برده‌اند و در پزشکی تحت عنوان‌های رادیوگرافی و رادیوسکوپی به کار برده می‌شود. افتخارات: رونتگن در سال ۱۸۹۶ به خاطر کشف مهمش یعنی اشعه X، مدال سلطنتی رامفورد را بدست آورد. همچنین او در سال ۱۹۰۱ جایزه نوبل فیزیک را بدست آورد که باعث شهرت عالمگیرش شد.

 


 

 

 مایکل فارادی

مايكل فارادی (۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ - ۲۲ اوت ۱۸۶۷) دانشمندی (فیزیکدان و شیمیدان ) انگلیسی که با زمینه‌های الکترومغناطیس و الکتروشیمی مرتبط بود و یک حکیم مادی بود. وی چراغ بونزن را ابداع کرد. فارادی درباره میدان مغناطیسی موجود در دور یک رسانا که جریان DC حمل می‌کند مطالعاتی داشت و مفاهیم اولیه میدان الکترومغناطیس را در فیزیک بنیان نهاد. وی القای الکترومغناطیسی و قانون های برقکافت را کشف کرد. او اثبات کرد که خاصیت مغناطیسی می‌تواند بر روی شعاع های نور اثر می گذارد و رابطه‌ای اساسی بین این دو برقرار است. اختراعات او در زمینه دستگاه‌های چرخنده الکترومغناطیس اساس فناوری موتور الکتریکی را پی ریزی کرد و این وضع ناشی از تلاش های او در زمینه کاربرد الکتریسیته در فناوری بود. با وجود این که فارادی علوم رسمی کمی آموخت و ریاضیات عالی را خیلی کم یاد گرفت (مثل حساب دیفرانسیل و انتگرال)، یکی از تاثیر گذار ترین دانشمندان تاریخ بود. برخی از مورخان علم  او را به عنوان بزرگ‌ترین تجربه‌گر در تاریخ علم می‌دانند.  فاراد که واحد ظرفيت الکتريکى در SI است بعد از او به این اسم نامیده شد همانطور که ثابت فارادی ، بار الکتریکی یک مول از الکترون است (حدود 96,485 کولن). قانون القای فارادی بیان می‌کند که میدان مغناطیسی که با زمان تغییر می‌کند به همان نسبت نیروی محرکه الکتروموتیو تولید می‌کند. فارادی اولین و بهترین دانای گرانسنگ در علم شیمی (Fullerian Professor of Chemistry) در انستیتوی سلطنتی بریتانیای کبیر بود ؛ مقامی که در تمام طول عمرش به آن منتسب بود او در منزلش در همپتون کورت در ۲۵ اوت ۱۸۶۷ میلادی درگذشت. فتوحات علمی: شیمی الکتریسیته و مغناطیس: بزرگ‌ترین کار وی با الکتریسیته و مغناطیس بود. اولین آزمایشی که ثبت کرد ساختن پیل ولتایی با استفاده از هفت halfpenny (سکه‌ای برنز که در United Kingdom استفاده می‌شود) که با هفت ورقه از فلز روی و شش قطعه از کاغذ که با آب نمک مرطوب شده بود، در کنار هم قرار می‌گرفتند با این وسیله او نمک فرنگى اصل (سولفات منیزی یا sulphate of magnesia) را تجزیه کرد. (اولین نامه به Abbott در 12 جولای 1812) در سال ۱۸۲۱م، کمی بعد از اینکه شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی، هانس کریستن اورستد، الکترومغناطیس را کشف کرد، دیوی و دانشمند بریتانیایی ویلیام هید ولاستون William Hyde Wollaston سعی کردند تا یک موتور الکتریکی را طراحی کنند، اما نتوانستند.  فارادی پس از صحبت با این دو نفر، تصمیم به ساخت دو وسیله برای تولید آنچه که او گردش الکترومغناطیسی (یک حرکت چرخشی پیوسته ناشی از نیروی مغناطیسی اطراف یک سیم) می‌نامید، گرفت. اگر یک سیم غوطه‌ور در یک حمام جیوه با یک آهنربا که در وسط آن قرار داده شده، با الکتریسیته تولید شده توسط یک باتری شیمیایی شارژ می‌شد، در اطراف آهنربا می‌چرخید. وسیله اخیر یک موتور هم قطبى (homopolar motor) نامیده می‌شود. این اکتشافات و آزمایشات پایه فناوری الکترومغناطیس نوین را بنا نهاد. فارادی نتایج تحقیقات خود را منتشر کرد بدون این که از والستون و داوی (Wollaston و Davy) در ابتدای کتاب قدردانی کند و این امر ستیزه‌ای را به وجود آورد که باعث شد که فارادی برای چند سال از تحقیقات الکترومغناطیس کناره گیری کند. در سال ۱۸۳۱ م او سری بزرگ آزمایشاتش را که در آن به کشف القای الکترومغناطیسی نایل شد، آغاز کرد. او فهمید که اگر یک آهنربا را از وسط یک حلقه سیمی عبور دهد، یک جریان الکتریکی در سیم ایجاد می‌شود. جوزف هانری نیز چند سال بعد به طور مشابهی خود القایی را کشف کرد و هر دوی اینها بعد از کار Francesco Zantedeschi در سال 1829 و 1830 در ایتالیا بود. دلایل او نشان داد که جریان الکتریکی ، مغناطیس را ایجاد کرده است. سپس فارادی از این اصول برای ساخت دینامو، شکل قدیمی ژنراتورهای توان پیشرفته الکتریکی، استفاده کرد. فارادی بیان داشت که نیروهای الکترومغناطیسی در فضای خالی اطراف هادی وجود دارد، اما او کارش را بر روی این پروژه تکمیل نکرد. تجسم آزمایشی فارادی از خطوط شار نشأت گرفته از بدنه بارها، برای بار اول بصورت ریاضی توسط قانون القای فارادی (که بعدا جزو معادلات ماکسول شد) مدل شد که در تعمیم کلی تکمیل شده و به عنوان تئوری میدان شناخته شده است. فارادی بصورت تفننی به شیمی نیز پرداخت و مواد شیمیایی نظیر بنزن را کشف و سیستم اعداد اکسیداسیون و میعان گازها را ابداع کرد. او همچنین قانون الکترولیز را کشف کرده و الفاظی نظیر آند، کاتد، الکترود و یون را عمومی ساخت. ديامغناطيس: در سال ۱۸۴۵م او آنچه را که اکنون اثر فارادی می‌نامیم و پدیده‌ای را که او دیامغناطیسم نامید، کشف کرد. سطح پلاریزاسیون نوری که بصورت خطی قطبی شده و از میان یک محیط مادی منتشر شده را می‌توان توسط بکار گیری یک میدان مغناطیسی خارجی که در جهت انتشار تنظیم شده، چرخاند. او در دفترچه‌اش نوشت که من در نهایت در توصیف یک منحنی مغناطیسی یا خطوط نیرو و در مغناطیس کردن یک شعاع از نور موفق شدم. این نشان داد که نیروی مغناطیسی و نور به هم مرتبط هستند. قفس فارادی: در کار روی الکتریسیته ساکن، فارادی نشان داد که بار تنها بر روی سطح خارجی یک هادی باردار قرار می‌گیرد و بار روی سطح خارجی هیچ اثری روی چیزی که داخل هادی قرار دارد، نمی‌گذارد. این اثر حفاظتی در آنچه که ما به عنوان قفس فارادی می‌شناسیم بکار رفته است.

 


 

 

 الکساندر ولتا

ولتا در سال 1745 در كومو كه در نزديكي ميلان ايتاليا بود به دنيا ولتا در بيست و نه سالگي معلم مدرسه شبانه روزي «كوم» گرديد. در همين موقع اسبابهاي مختلف الكتريكي از قبيل الكتروفور، آب سنج، الكتروسكوپ و غيره را ساخت و شهرت بسياري كسب نمود و در سال 1779 با سمت استادي در دانشگاه پاوي مشغول به كار شد ولتا در اختراع الكتروفور (دستگاه برق ساز) خود يعني شگفت آور ترين ابزار برقي پس از بطري ليد اين بينش را كه صمغ (رزين) برق خود را بيش از شيشه حفظ مي كند با اين واقعيت تلفيق كرد كه يك ورقه فلزي و عايق بارداري كه خوب تنظيم شده باشند مي توانند جرقه هاي فراوان توليد كنند بي آنكه برق را ضعيف سازند در سال 1772 ولتا صورت مفصل و دشواري از Electtricismo artificial را منتشر كرد كه بيش از پيش مؤيد اين نظر عجيب بود كه برقهاي ناهمنام در پيوند يك عايق باردار و يك هادي كه موقتاً به زمين وصل شده است فقط به اين منظور يكديگر را خنثي مي كنند كه در تجزيه هاي بعدي با تقويت مجدد پديد آيند گاز سنج ولتا يكي از مهمترين كشفهاي سده هيجدهم را محقق ساخت و آن عبارت بود از كشف تركيب آب كه لاووازيه در ميان چيزهاي ديگر با جرقه زدن اكسيژن و هيدروژن روي جيوه به دان پي برد. مطالعات بعدي ولتا در مورد هوا مربوط مي شد به عمل و تأثير گرما در گازها و بخارها تصور كلي او از گرما دنباله نظريه هاي كرافردوكرون درباره سيالات است با يك استثنا ي خاص گو آنكه منابع او پديده گرماي نهان را به تركيبي شيميايي نسبت مي دادند كه موجب تغيير حالت بود او گرما را عمده ساخت و گرماي نهان را نتيجه جهش بعدي در ظرفيت گرماي ويژه دانست ولتا در اندازه گيري انبساط هوا به عنوان تابعي از گرما يا شايد تابعي از دماي كه در دماسنج جيوه اي نشان داده مي شود موفقتر بود ولي مجلاتي كه مخصوص انتشار اين نتايج بودند در خارج ايتاليا كمتر خوانده مي شدند در هر حال حق قضيه «ثابت بودن ضريب انبساط هوا» بنابر رأي يكپارچه كنگره بين المللي فيزيكدانان در كومو كه به پاس صدمين سال درگذشت دو تشكيل شده بود بار ديگر به ولتا برگردانده شد در سال 1780 موضوع بحث مجامع علمي«الكتريسيته» بود والش ثابت كرده بود كه تكان حاصل از تماس با ماهي تورپيل از نوع تكانهاي الكتريكي است. درسال 1773 ماهي مزبور را تشريح كرد و عنصر مولد الكتريسيته را پيدا نمود هنتر در همان عنصر مشابهي در بدن يكي از انواع مارماهي پيدا كرد به اين ترتيب فكر اينكه حيوانات ديگر هم بايد داراي اين عضو باشند قوت گرفت لويي گالواني استاد تشريح دانشگاه بولوني در سال 1780 اين آزمايش را روي قورباغه انجام داد بطوريكه قورباغه را به برق گير آويزان نمود و ملاحظه نمود كه هنگام عبور ابر عمل انقباض در پنجه هاي قورباغه انجام مي شود گالواني براي اطمينان كامل در هواي خوب قورباغه را به بالكون فلزي منزل خودش آويزان كرد ولي نتايج قبلي را مشاهده نكرد يك شب كه حوصله اش از نگرفتن نتيجه به سر آمده بود با عصبانيت قورباغه را از محلي كه آويزان كرده بود جدا كرد و در اين موقع به موجب تصادف دراثر تماس گازانبري كه بوسيله آن قورباغه را گرفته بود با بالكون تكاني در قورباغه مشاهده مي نمايد و فكر مي كند كه واقعاً مسئله الكتريسيته حيواني را كشف كرده است. ولي صداي مخالفي از ولتا بلند شد كه الكتريسيته كه در اين عمل بوجود آمده است فقط در اثر تماس گاز انبر و بالكون آهني است ولتا در واقع تجربيات گالواني را تكرار نمود و در صدد برآمد كه ثابت كند قورباغه دخالتي در ايجاد الكتريسيته نداشته است آنگاه سكه اي ازنقره و قطعه اي روي به كار برد و آنها را با پارچه پشمي اسيددار از هم جدا نمود و بدينوسيله پيل الكتريكي تشكيل شد اين پيل فقط جرقه توليد نمي كرد بلكه جرياتي متصل كه در حال عبور بود ايجاد مي نمود دانشمند بزرگ روز بيستم مارس ضمن نامه اي اكتشاف خود را به جامعه پادشاهي اطلاع مي دهد و از همين زمان شهرت فراواني در سراسر اروپا كسب مي نمايد وكشف او تأثير عميقي در مجامع علمي بوجود آورد و ناپلئون او را به پاريس دعوت مي كند و از او مي خواهد ك تجربه اش را در مقابل آكادمي تكرار كند و بعد از اثبات آن او را به سمت كنت و سناتور كشور ايتاليا انتخاب مي كند ولتا بعد از سه سال از شغل خود كناره مي گيرد و به كوم مي رود او در سال 1827 در هشتاد و دو سالگي زندگي را وداع مي گويد.

 


 

کریستیان هویگنس

کریستان هویگنس در هاگو از شهرهای هلند در خانواده ای به دنیا آمد که ارزش بسیاری برای آموزش و مطالعه علمی قائل بودند او دوره آموزش خوبی را گذراند آموزشی که شامل تعلیمات پدرش در خانه معلمین خصوصی و افرادی از دانشگاه لیدن بود او نوقتی برای ساختن یک تلسکوپ به برادرش کمک کرد به این دستگاه علاقمند شد تلسکوپهای زمان هویگنس تصویرهای خوبی نشان نمی دادند زیرا عدسیهای آنها مانند منشور عمل می کردند و برای هر رنگی تصویر متفاوتی تشکیل می دادند راه حل هویگنس کاربرد یک عدسی با فاصله کانونی زیاد بود او تلسکوپی ساخت که عدسی اصلی آن دو اینچ قطر داشت و فاصله کانونی آن 23 فوت بود ساختن و به کار بردن چنین تلسکوپ پیچیده ای مهارت و حوصله زیادی لازم داشت. هویگنس در سال 1656 سحابی جبار را کشف و ستاره های آن را مشخص کرد تلسکوپ او ویژگیهای سطح مریخ را آشکار ساخت هویگنس نخستین کسی بود که اجزای v شکل را که در مرداب بزرگ معروف اند رسم کرد او یک قمر بزرگ زحل را نیز که تیتان نام نهاد کشف کرد. تلسکوپ گالیله سیاره زحل را همراه دو زائده نشان می داد هویگنس با مشاهده خود دریافت که این زائده ها یک حلقه واقعی اند که آن سیاره را احاطه کرده اند. در عصر اکتشافات نجومی هویگنس ساعتی ساخت که قادر بود زمان را تا دقیقه نشان دهد او از حرکت رفت و برگشتی یک اونگ برای کنترل دنده ها و یک مجموعه وزنه های آویخته از یک زنجیر که به آرامی پایین می آمدند برای حرکت اونگ استفاده کرد او نخستین نمونه را که کار می کرد به حکومت آلمان تقدیم کرد و در سال 1658 طرز کار آن را در مقاله ای شرح داد این ساعت به عنوان پدر بزرگ ساعت های امروزی شناخته شده است. در سال 1663 از لندن دیدار کرد و به عنوان عضو انجمن سلطنتی انتخاب شد سه سال بعد لویی چهاردهم پادشاه فرانسه از او دعوت کرد تا مقدمات سازمانی شبیه انجمن سلطنتی انگلیس را پایه گذاری کند در سال 1668 آکادمی سلطنتی علوم فرانسه جلسات خود را با ریاست هویگنس آغاز کرد هویگنس مهمترین اثر خود یعنی کتاب درباره نوسان ساعتها را در این زمان منتشر کرد. در این کتاب او قوانین مربوط به حرکت آونگ را شرح داده است او هم چنین روابط مربوط به نیروی مرکز گرا در حرکت دایره ای را شرح داد ایزاک نیوتوندر محاسبه نیروی گرانش بین زمین و ماه از این روابط استفاده کرد. در سال 1681 رفتار غیر قابل تحمل با پروتستانها در پاریس سبب بازگشت هویگنس به هلند شد او نظریه موجی نور را در مقابله با نظریه ذره ای نور نیوتون اصلاح و اعلام کرد. هویگنس که پدیده قطبش نور را کشف کرده بود با استفاده از نظریه موجی نور پدیده های قطبش بازتاب و شکست نور را توضیح داد کتابی را که به نام رفتار و اثار نور شروع کرده بود در سال 1678 منتشر کرد این کتاب در برگیرنده اصل هویگنس با بیان زیر است: هر نقطه از سطح موج همانند یک چشمه جدید موج عمل می کند.

 


 

رابرت هوک

رابرت هوک دانشمند و فیزیک‌دان انگلیسی است که برای نخستین بار از واژهٔ سلول برای توصیف واحد بنیادی ارگانسیم زنده استفاده کرد. زندگی: رابرت هوک در خانواده‌ای روحانی در دهکده «فرش واتر» در ساحل جنوبی انگلستان و در سال ۱۶۳۵ چشم به جهان گشود. کودکی ضعیف و نحیف بود که از سوء تغذیه رنج می‌برد. پس از مرگ پدر، راهی لندن و در مدرسه وست منچستر مشغول به تحصیل شد. فعالیت علمی: در سن ۱۸ سال وارد دانشگاه آکسفورد شد و به زودی استعداد خود را در زمینه مکانیک به جامعه علمی آن زمان از جمله تامس ویلیس و رابرت بویل ثابت کرد. در هنگامی که بویل بر روی قانون مشهور خود کار می‌کرد، هوک به عنوان دستیار با او همکاری داشت. پس از بازگشت سلطنت چارلز دوم محفل علمی غیر رسمی آکسفورد هسته انجمن سلطنتی جدید را تشکیل داد، در سال ۱۶۶۲ هوک متصدی آزمایش‌های آن گردید. او در این سال‌ها به فعالیت بر روی تلسکوپ‌ها ودیگر ابزار نجومی و ساعت‌ها مشغول بود و توانست اصلاحات فراوانی در این زمینه ایجاد کند. هوک و زیست‌شناسی: هوک به وسیله میکروسکوپ ساخته خود موفق به شناخت واحد بنیادی ارگانسیم زنده شد و آن را سلول نامید. در سال ۱۶۶۵ در اثری با نام «میکرو گرافیا» به توصیف یافته‌های خود پرداخت که یکی از شاهکارهای علمی قرن ۱۷ محسوب می‌شود. مطالعات فیزیکی: وی با بررسی حرکت سیارات به دور خورشید، برای نیروی گرانشی قانون عکس مجذور فاصله را پیشنهاد کرد که بعدها مورد استفاده ایزاک نیوتن قرار گرفت. هوک هم‌چنین با مطالعه رفتار کشسان فنرها، موفق به کشف قانون هوک شد که بیان می‌دارد مقدار کشیده شدن یک جسم کشسان، با نیروی وارد آمده بر آن، نسبت مستقیم دارد. او در زمینه ساخت و پیشرفت ابزار نقش ویژه‌ای دارد. مطالعات وی موجب پیشرفت ساعت‌سازی و میکروسکوپ‌سازی شد و هم‌چنین پاندول ساعت، دستگاه سنجش انکسار نور در مایعات، فشارسنج (هواسنج و غلظت سنج الکلی)، رطوبت سنج را نیز اختراع کرد. مطالعات در زمینه شیمی: هوک به بررسی تفاوت فلزات و نمک‌ها پرداخت و در کتابی خاصیت موئینگی و صعود مایعات در لوله‌ها را توضیح داد. زمین‌شناسی: هوک زمین شناس ارزنده‌ای بود و درباره منشاء سنگواره‌ها مطالعاتی داشت. وی در معماری نیز صاحب نظر بود و پس از آتش سوزی بزرگ شهر لندن نقشه شهر را طرح کرد که بعداٌ‌ از روی آن شهر نیویورک را بنا کردند. او در این کار مامور شد که به عنوان زمین‌سنج با کریستوفر رن در تنظیم نقشه بازسازی لندن همکاری کند. دانشنامه رشد

 


 

استیفن هاوکینگ

استیفن ویلیام هاوکینگ (به انگلیسی: ‎Stephen William Hawking ‏) یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان نظری معاصر است که در ۸ ژانویه ۱۹۴۲ ، دقیقاً ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله ، در آکسفورد ، انگلستان به دنیا آمد و هم اکنون در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی ریاضیات لوکاس است. مشهورترین آثار او در بین افراد معمولی علاقمند به دانش، کتاب‌های جهان در پوست گردو «تاریخچهٔ زمان» و «تاریخچهٔ بسیار کوتاه زمان» هستند. زمینه‌های پژوهشی: زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطهٔ سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد. او نشان می‌دهد که سیاه‌چاله‌ها بعد از مدتی به وسیلهٔ زوج‌های ذرات مجازی که در افق رویداد (event horizon) آن تشکیل می‌شود، نابود می‌شوند. ناتوانی جسمی: به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می‌شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می‌دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می‌برد و با تضعیف ماهیچه‌ها فلج عمومی ایجاد می‌کند پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۵ سال داردو ظاهراً بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.! پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می‌کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می‌تواند دکمه‌های کامپیوتر بسیار پیشرفته‌ای را فشار دهد که اختصاصأ برای او ساخته اند و بجایش حرف می‌زند و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می‌کند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گویایی خود را هم ازدست داده است. در آن سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می‌برد که مرکز پژوهشهای هسته‌ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره‌ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سینه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن می‌میرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سینه پهلو بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می‌داد. عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت گویایی خود را از دست داد، با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می‌کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه‌های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می‌کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می‌زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی‌دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می‌دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می‌شود که هرگز نسنجیده حرف نزند. آثار: این فهرست کامل آثار هاوکینگ نیست و تنها مشهورترین آثار او را شامل می‌شود. در ژوئن ۲۰۰۶، وی که برای یک سخنرانی به هنگ‌کنگ سفر کرده بود، اعلام کرد که تصمیم دارد به همراه دختر خردسالش، لوسی، کتابی علمی برای کودکان بنویسد. لوسی هاوکینگ گفت : «[این کتاب] داستانی است برای کودکان که در آن شگفتی‌های گیتی شرح داده می‌شود.»^. شرط‌بندی علمی: او با کیپ ثورن درباره اینکه ماکیان ایکس یک سیاهچاله نیست یک شرط‌بندی علمی داشته است

 


 گاسپار مونژ

گاسپار مونژ در نوزدهم 1746 در شهركوچك بون واقع در فرانسه متولد شد . كار عملي مونژ رياضيات (شاخه هاي گوناگون هندسه و تحليل رياضي) فيزيك، مكانيك و نظريه ماشينها را در بر مي گرفت اگرچه اطلاع از جزئيات خدمات مونژ به فيزيك بسيار ناچيز است زيرا وي هرگز اثر عمده اي در اين زمينه منتشر نساخت خدمات اصلي وي متمركز بودند بر نظريه گرما، صوت، برق ساكن، نورشناسي (نظريه سرابها) مهمترين پژوهش مونژ در شيمي مربوط بود به تركيب آب. مونژ در بيست و هشتم سال 1818 در هفتاد و دو سالگي در پاريس درگذشت. مخترع هندسه ترسيمي ميراثي عظيم از خود به جا گذاشت زيرا ساختن ماشيهاي مدرن و عمارات عظيم بدون كمك آن ممكن نيست.

 


 

 جيمز ماکسول

جيمز. كلارك. ماكسول در سيزدهم نوامبر سال 1831 در ادينبراي اسكاتلند متولد شد از كودكي به رياضيات و فيزيك علاقه فراوان داشت از سال 1841 ماكسول در فرهنگستان ادينبرا حضور مي يافت و در آنجا با لوئيس كمبل زندگينامه نويس و دانش پژه افلاطوني و دوست تمام عمر ديدار مي كرد در 1847 وارد دانشگاه ادينبرا شد و تحت تأثير جيمز ديويد فاربز و سر ويليام هميلتن قرار گرفت در 1850 به كمبريج رفت و زير نظر معلم خصوصي بزرگ ويليام هاپكنز به تحصيل پرداخت و همچنين تحت تأثير استوكس و ويليام هيوئل واقع شد او در سال 1854 از تحصيل فراغت يافت و در سال 1855 به عضويت ترينيتي برگزيده شد ماكسول از سال 1856 تا 1865 استادي كالج مارشال در ابردين و كالج كينگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از كارهاي منظم دانشگاهي كناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله اي درباره برق و مغناطيس» بپردازد در 1871 به عنوان نخستين استاد فيزيك تجربي در كمبريج منصوب شد و نقشه آزمايشگاه كونديش را طرح كرد و آن را گسترش داد ماكسول علاوه بر پژوهشهاي انقلابي در برق مغناطيس و نظريه جنبشي گازها كه نام وي را در تاريخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه ديگري در چندين زمينه انجام داد نخستين مقاله اش درباره روش جديد ترسيم يك مرغانه كامل زماني انتشار يافت كه وي چهارده ساله بود كارهاي ابتدايي او در نورشناسي هندسي بود از جمله كشف عدسي «چشم ماهي» (1843) و نور اكشساني (1840) كه با استفاده ازيك جفت منشور قطبنده كه ويليام نيكل به وي داده بود صورت پذيرفت ماكسول در سال 1839 پژوهش در مخلوط رنگها را درآزمايشگاه فاربز آغاز كرد و آنقدر پيش رفت تا دانش رنگ سنجي كمي را آفريد او ثابت كرد كه نظير همه رنگها را مي توان با مخلوط كردن عامل طيفي بوجود آورد مشروط بر اينكه افزايش يا كاهش عاملها امكان پذير باشد او نظريه تامس يانگ درباره سه گيرنده در ديدن رنگها را احيا كرد و نشان داد كه كور رنگي به علت ناكارآيي يكي يا بيشتر ازيكي از اين گيرنده هاست او اولين عكس سه رنگي را طرح ريزي كرد (1851) بيشتر وقت ماكسول بين سالهاي 1845 و 1849 صرف بررسيهاي رياضي حركات و پايداري حلقه هاي كيوان (زحل) گرديد. ماكسول بر اثر مطالعه در حلقه هاي زحل كه مسأله تعيين حركات تعداد زيادي از اجسام متصادم را پيش آورد و بر اثر مقالات كلاوزيوس (1847 و 1848) با تصوري از احتمال و مسيرهاي آزاد و نيز در نتيجه مطالعات قبلي (يعني نظريه جنبشي گازها) به فرمول هاي آماري براي توزيع سرعتها در گازي با فشار يكنواخت انجاميد و از آغاز عصر نويني در فيزيك خبر داد كه از تازگي فوق العاده انديشه ماكسول درباره توصيف فرايندهاي عملي فيزيك به وسيله تابعي آماري پديد آمد پژوهشهاي ماكسول درباره توصيف فرايندهاي عملي فيزيك به وسيله تابعي آماري پديد آمد پژوهشهاي ماكسول در زمينه برق در سال1844 آغاز شد اين پژوهشها به دو چرخه گسترده تقسيم مي شوند چرخه اول از زمان پنج مقاله عمده است در زمينه برق مغناطيس چرخه دوم با تنظيم «رساله اي درباره برق و مغناطيس» و بيشتر از ده مقاله كوتاهتر در زمينه مسائل خاص ادامه مي يابد. اندازه گيري هاي نارواني گازي در فشارها و دماهاي مختلف كه ماكسول و همسرش در سال 1855 انجام دادند در آن زمان مفيد ترين خدمت به فيزيك تجربي بود مقاله «نظريه پويشي گازها» كه بعد از آن عرضه شد بزرگترين تك مقاله ماكسول بود و ماكسول در آن نظريه تازه اي پرورد كه در آن مولكولهاي گاز به صورت مراكز نيرويي بودند دستخوش نيروي رانش مولكولي از درجه n ام و به جاي ميانگين مسير آزاد زمان مشخص كننده اي را قرار مي داد و آن «مدول زمان واهلش» تنشها در گاز بود فرايند هاي كوتاه مدت كه با زمان واهلش مقايسه شوند كشسانند و فرايندهايي كه طول مدتشان درازتر باشد ناروانند اين نظريه واهلش كشش آغازگر تغيير شكل ماده شد و به طور نامستقيم به هر شاخه فيزيك اثر گذاشت ماكسول در دو سال آخر عمر خود دو مقاله بسيار قوي درباره فيزيك مولكولي منتشر ساخت كتاب درسي ماكسول به نام Theory of Heat «نظريه گرما» در سال 1870 منتشر شد و چندين چاپ با تجديد نظر بسيار انتشار يافت همچنين در سال 1873 كتاب خود را به نام «دوره الكتريسيته و مغناطيس» منتشر ساخت و بلافاصله به سمت استاد كرسي فيزيك دانشگاه انتخاب شد ولي عمرش كوتاه بود و در پنجم نوامبر سال 1879 در چهل و نه سالگي وفات يافت.

 


 

مادام کوری

بانو مانيا اسكولودوسْكا معروف به ماري كوري، فيزيك‏دان شهير فرانسوي در هفتم نوامبر 1867م در ورشو پايتخت لهستان به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيل، مدتي به تدريس اشتغال يافت و سپس ساكن پاريس شد. ماري در 28 سالگي با پيِر كوري ازدواج كرد و در دانش‏سراي عالي دختران در شهر سور فرانسه به تدريس فيزيك پرداخت. او در سال 1896 با كمك هانري بكرل دانشمند فرانسوي، خواص راديو اكتيويته را در اورانيوم و با ياري شوهرش، خواص راديو اكتيويته توريوم و پولوتونيم را نيز كشف كرد. ماري كوري، در سال 1898 نيز فلز راديوم كه بيش از تمام فلزات، خاصيت راديواكتيويته دارد را با كمك يكي از همكارانش كشف نمود و به سبب اين كشف بزرگ در سال 1903، جايزه نوبل گرفت. پس از چندي در 19 آوريل 1906م، همسر دانشمندش پيركوري، در اثر يك سانحه تصادف درگذشت و اين واقعه تاسف آور، روح آرام مادام كوري را سخت منقلب و ناراحت ساخت. با اين حال از فعاليت‏هاي علمي خود دست نكشيد و به مدارج علمي بالاتري رسيد. مادام كوري در سال 1911 نيز جايزه نوبل شيمي را به مناسبت تجزيه راديوم دريافت كرد. ماري كوري با اين كشف، دنيا را تكان داد اما هرگز حاضر نشد از آن بهره مالي ببرد. وي در اين زمان به عنوان اولين زن، به استادي دانشگاه سوربُن فرانسه رسيد و كارهاي علمي خود را تا آخر عمر ادامه داد. سال‏هاي پاياني زندگاني ماري‏كوري كه به سبب كار مداوم در آزمايشگاه، سلامتي‏اش به خطر افتاده بود، اگرچه با بيماري، اما همچنان به كار و فعاليت گذشت. او در اين سال‏ها، مسئوليت رياست انيستيتو پاستور پاريس و لابراتور راديو اكتيويته را كه دانشگاه پاريس مخصوص او ساخته بود، برعهده داشت. ماري‏كوري، به عنوان بزرگ‏ترين زن دانشمند جهان، سرانجام در چهارم ژوئيه 1934م در حالي كه سلول‏هاي بدنش بر اثر تماس با تابش راديوم كاملاً فرسوده شده بود، در 67 سالگي درگذشت.

 

 

 

 ژوزف لوئي لاگرانژ

ژوزف لوئي لاگرانژ در 25 ژانويه سال 1736 در تورينو ايتاليا متولد شد.  از بزرگترين شاهكارهاي علمي لاگرانژ رساله مكانيك تحليلي را مي توان نام برد كه در سال 1788 انتشار يافت. او در آن پيشنهاد كرد كه بهتر است نظريه مكانيك و فنون حل كردن مسائل آن رشته به فرمولهايي كلي تحويل شوند، فرمولهايي كه هرگاه پيدا شوند همه معادله هاي لازم براي حل هر مسئله را بوجود خواهند آورد. باري، لاگرانژ تصميم گرفت كه چاپ دومي از آن اثر منتشر كند كه حاوي برخي پيشرفتها باشد او قبلاً در يادداشتهاي انستيتو چند مقاله منتشر كرده بود كه آخرين و درخشانترين خدمت وي را در راه پيشبرد مكانيك آسماني نشان مي دادند. او قسمتي از آن نظريه را در جلد اول رساله تجديد نظر شده گنجانيد. لاگرانژ مردي محجوب و متواضع بود. او بسيار ساده و راحت هنگاميكه از يك مطلب علمي اطلاع نداشت مي گفت: «نمي دانم». لاگرانژ در سال 1813 در پاريس درگذشت، او در زمان مرگ هفتاد و هفت سال داشت.

 


 

 پيير سيمون لاپلاس

پيير سيمون لاپلاس در بيست و سوم مارس 1749 در حوالي «پون لوك» فرانسه متولد شد. اولين مسئله مورد توجه لاپلاس دنبال نمودن كار نيوتن بود زيرا نيوتن قانون اصلي مكانيك آسماني را يافته بود و لاپلاس مي خواست اين قانون را در مورد تمام اجسام منظومه شمسي به كار برد. لاپلاس شروع به تعيين قوانين مكانيك سيارات كرد تا نشان دهد كه اين اجسام مانند ساير اجسام تابع قوانين فيزيكي هستند. اولين موضوعي كه لاپلاس نزد خود مطرح ميكند موضوع ثبات دستگاه شمسي است كه آيا به وضعي كه داراست مي ماند يا بالاخره ماه روي زمين سقوط مي كند و سيارات بر جرم خورشيد پرتاب شده و معدوم مي گردند. نيوتن هم اين سؤال را مطرح كرده بود و به اين نتيجه رسيده بود كه بايد گاهگاهي دست خداوند در كار بيايد و حركات آنها را به جريان عادي برگرداند ولي لاپلاس گفت اگرچه وضع سيارات نسبت به خورشيد تغيير مي كند ولي اين تغييرات تناوبي است. لاپلاس تمام اين اكتشافات را تحت عنوان «مكانيك آسماني» منتشر ساخت ولي چون فهم مطالبش براي همه كس مقدور نبود لذا تصميم گرفت كتابي ديگر بنويسد كه مردم عادي هم از آن بهره مند گردند. اين كتاب تحت عنوان «شرح دستگاههاي جهاني» منتشر شد. لاپلاس علاوه بر نجوم و رياضيات استادي عاليقدر در علم فيزيك بود و درباره لوله هاي موئين و انتشار امواج صوتي مطالعه فراواني داشت. از مهمترين آثار لاپلاس «تئوري تحليلي احتمالات» را كه در سال 1812 نوشته است مي توان نام برد. لاپلاس اواخر عمر را در «آركوي» نزديك پاريس در عمارت ييلاقي خود كه نزديك برتوله بود گذرانيد. او روز پنجم مارس 1828 در هفتاد و هشت سالگي درگذشت در حاليكه آخرين حرف او اين بود: «آنچه مي دانيم ناچيز و آنچه نمي دانيم عظيم و وسيع است.»

 


 الكساندر گراهام بل

الكساندر گراهام‌بل مخترع تلفن به سال 1847 در شهر «ادينبورو» اسكاتلند متولد شد او به كارهاي مختلف علاقه داشت ولي توجه علاقه اصلي او كمك به ناشنوايان بود. همسرش بانويي ناشنوا بود كه بل قبلاً به او درس مي‌داد. بل دو پسر و دو دختر داشت اما پسرانش در همان اوان نوزادي از دنيا رفتند. بل كه در سال 1882 به تابعيت دولت ايالات متحده درآمده بود در سال 1922 درگذشت.   هر گونه ارزيابي درباره تأثير و نفوذ بل در ميزان و اندازه اهميتي كه تلفن در نظر يك فرد دارد نهفته است. از نظر من تلفن اختراع بسيار مهمي است و تنها مي‌توان معدودي از اختراعات را خاطر نشان كرد با اين چنين گستردگي مورد استفاده قرار گرفته و اثري چنين بزرگ بر زندگي روزمره داشته‌اند.

 

 لویجی گالوانی

لویجی گالوانی (به انگلیسی: Luigi Galvani ‏) دانشمند و طبیب و فیزیکدان سرشناس ایتالیایی قرن هجدهم (1737 تا 1798 میلادی) بود. او کشف کرد که ماهیچه‌های یک قورباغهٔ مرده اگر هدف جرقه یا شوک الکتریکی قرار گیرند منبسط و شدیداً کشیده می‌شوند. او همچنین کشف کرد ماهیچه‌ها و سلول های عصبی الکتریسیته تولید می‌کنند. او از پایه گذاران زایمان مدرن است. زندگی نامه: او پس از تحصیل در علوم طبّی به استادی دانشگاه بولوگنا (Bologna) رسید کارهای علمی: او در سال 1780 در آزمایشاتی با پای قورباغه فهمید که اگر بار الکتریکی به پای قورباغه مرده برسد پاهایش منقبض می‌شوند؛ و به این ترتیب تقریباً تصادفا بیو الکتریسیته را کشف کرد. همچنین کشف کرد که پاها در غیاب بار الکتریکی که به وسیلهٔ دستگاه leyden jar به آنها می‌داد نیز ممکن است منقبض شوند. او نتیجه گرفت که نوع دیگری بار الکتریکی هم در کار است

فرانسیس کریک

فرانسیس کریک (به انگلیسی: Francis Crick ‏) (زاده: ۸ ژوئن ۱۹۱۶ - مرگ: ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۴) زیست‌فیزیک‌دان انگلیسی و یکی از کاشفان ساختار دی‌ان‌ای است که به همراه جیمزواتسون و موریس ویلکینز، جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را دریافت کرده است. کریک در ۸ ژوئن ۱۹۱۶ در انگلستان به دنیا آمد. در رشته فیزیک تحصیلاتش را ادامه داد و پس از جنگ جهانی دوم راه دیگری در پیش گرفت که در سال ۱۹۵۳ همراه جیمز واتسون موفق به کشف ساختار  مارپیچی دو رشته‌ای دی‌ان‌ای و در سال ۱۹۶۲ موفق به دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شد. دکتر کریک هنگام اعلام این کشف مهم گفت که بشر با کشف تازه بر گوشه‌ای از اسرار حیات دست یافته است. وی گفت که همه موجودات  زنده دارای دی‌ان‌ای هستند که دو وظیفه مهم دارد؛ یکی حمل اطلاعات ژنتیکی به نسلهای بعدی و دیگری به وجود آوردن  المثنای خود. فرانسیس کریک در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۴ در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در سن دیگوی آمریکا، بر اثر سرطان روده بزرگ درگذشت. او معتقد بود قرن بیست و یکم قرن ارتباط زیست شناسی با مطالعات خودآگاهی خواهد بود.

یوهان کپلر

يوهان كپلر در 16 ماه مه 1571 در وايل دراشتات آلمان متولد شد. او نخستين انساني است كه با فراست رمز معماري                منظومه شمسي را گشود و قوانيني براي حركت سيارات آن فرمول بندي كرد. كپلر در اثر مطالعات در علم نجوم با خود گفت چون به موجب هيئت كوپرنيك سيارات به دو خورشيد دوايري طي مي كنند بنابراين مجموعه تمام اوضاع مريخ كه  بوسيله تيكو رصد شده است بايد روي يك دايره فضايي قرار گيرد (تيكوبراهه نشان داد كه حركت سيارات كاملاً با نمايش  و تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. از آنجا كه تيكوبراهه بيشتر به رصدهاي مستقيم و اندازه گيري سرگرم بود هيچ كوششي براي تجزيه و تحليل نتايج خود انجام نداد و اين كار به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي تيكوبراهه دستيار وي بود واگذار شد). نبوغ كپلر با كشف بيضي بودن شكل حقيقي مسير زمين به دور خورشيد ظاهر شد كه پيش از آن يك  دايره كامل دانسته و پذيرفته شده بود. وقتي كپلر مسير بيضي شكل سياره را كشف كرد شروع به پيش بيني حركت آن نمود  و گفت كه فلان وقت بايد در فلان موضع قرار گيرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده كرد. او آن نتيجه  را از راه محاسبه رابطه موقعيت هاي مكاني زمين و مريخ و خورشيد با يكديگر گرفت زيرا داده هاي رصدي تنها در يك  مسير بيضي صدق مي كردند وي علاوه بر كشف انطباق دقيق ارقام معلومات رصدي با بيضي بودن مدارها كشف كرد كه سرعت حركت هر سياره به دور خورشيد با فاصله آن از خورشيد نسبت عكس دارد. در سال 1609 در كتاب (نجوم جديد) دو قانوني كه اولي نام او را ابدي ساخته ذكر نمود. اين بار ديگر حركت دايره اي كه اينقدر در نظر بطلميوس عزيز بوده اند به كلي از بين رفت و نجوم قديم را همراه برد. كپلر پس از چندين سال مطالعه در حركت سيارات در سال 1618 موفق به كشف قانون سوم خود شد. كپلر بر پايه آن يافته ها قوانين سه گانه زير را درباره حركت سيارات بيان كرد: 1- مدار حركت  سيارات به گرد خورشيد يك بيضي است كه خورشيد در يكي از دو كانون آن قرار دارد. 2- خط وصل كننده هر سياره به خورشيد در زمانهاي مساوي مساحات مساوي جاروب مي كند. 3- مكعب فاصله متوسط هر سياره تا خورشيد با مربع زمان  يك دور كامل گردش سياره تناسب مستقيم دارد. قانون دوم را مي توان به صورت زير نيز بيان كرد: زماني كه سياره در نقاط  دور بيضي مسير در حركت است فاصله تا خورشيد زيادتر و سرعت حركت كمتر است. به تدريج كه سياره به نقاط نزديك بيضي مسير مي رسد فاصله تا خورشيد كمتر و سرعت سياره زيادتر مي شود. اين تغيير در سرعت سبب مي شود كه سياره  چه به خورشيد نزديك و چه از آن دور باشد، مساحت درنورديده اش در فضا در فواصل زماني ثابت، ثابت مي ماند. قانون  سوم كپلر را هم مي توان به اين گونه بيان كرد: هرگاه فاصله متوسط هر سياره تا خورشيد به توان سه و زمان كامل شدن يك دور سياره به توان دو رسانيده و نسبت اعداد حاصل تشكيل شود اين نسبت همواره ثابت و براي تمام سيارات يكي است.  گذشته از اين، كپلر نخستين بار اصل ماند (اصل جبر) را در مكانيك حدس زد كه بعدها بوسيله گاليله صورت تحقق يافت.  كپلر در 15 نوامبر سال 1631 در اطاق ميخانه اي زندگي را بدرود گفت. كپلر به زودي پس از مرگ از خاطره ها رفت و   هيچ كس آثار او را مطالعه نمي كرد ولي دوران افتخار او زماني آغاز گرديد كه نيوتن و لاپلاس شناخت شدند. او خود قبلاً در اين خصوص چنين نوشته بود: «من كتاب خود را مي نويسم، خواه خوانندگان آن مردان فعلي يا آيندگان باشند تفاوتي ندارد. اين كتاب مي تواند سالها انتظار خوانندگان واقعي خود را بكشد، مگر نه خداوندنيز شش هزار سال انتظار كشيد تا تماشاگري براي آثار او پيدا شد.»

جیمز فرانک

جیمز فرانک (به آلمانی: James Franck) (متولد ۲۶ اوت ۱۸۸۲ در هامبورگ؛ -درگذشته ۲۱ مه ۱۹۶۴ در گوتینگن) یک فیزیک‌دان آلمانی بود.او و همکارش گوستاو هرتز در سال ۱۹۲۵ به خاطر کشف قوانين برخورد الکترونها به اتم                 مفتخر به دریافت جایزه فیزیک نوبل شدند. او تحصیلاتش را در رشته شیمی در دانشگاه هایدلبرگ آغار کرد  اما سپس  به فیزیک تغییر رشته داد و در دانشگاه برلین در سال ۱۹۶۰ از تز دکترایش دفاع کرد و دکترا گرفت. در خلال جنگ جهانی اول در دانشگاه گوتینگن کرسی درس فیزیک را در اختیار داشت . او سال‌ها بعد در پی سیاست‌های ضد یهودی نازی‌ها آلمان را ترک گفت به ایالات متحده مهاجرت کرد . او از جمله دانشمندانی بود که در طرح‌های اتمی آمریکا شرکت داشتند. وی به دولت آمریکا پیشنهاد کرد قبل از فرو انداختن بمب‌ها در ژاپن آنها را در صحرایی به معرض آزمایش بگذارند ؛ این گزارش بعدها گزارش فرانک نامیده شد.

ریچارد فاینمن

ریچارد فیلیپس فاینمن (۱۱ مه ۱۹۱۸، نیویورک - ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا^) از تأثیرگذارترین فیزیکدان‌های آمریکایی قرن بیستم بود. وی نظریهٔ الکترودینامیک کوانتومی را تا حد زیادی گسترش داد. او همچنین مدرسی تأثیرگذار ، نوازندهٔ غیرحرفه‌ای موسیقی و از بسیاری جهات فردی خاص و آزاداندیش به‌شمار می‌آمد. وی در پروژهٔ ساخت بمب اتم  مشارکت داشت و بعدها یکی از افراد گروهی بود که به بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر پرداخت. ریچارد فینمن در سال ۱۹۵۹ در انجمن فیزیک آمریکا در سخنرانی مشهور خود به بررسی بعد رشد نیافتهٔ علم مواد پرداخت و توجه دانشمندان را به توانایی بشر برای دست کاری مواد در مقیاس اتمی جلب نمود. سخنرانی که می‌توان آنرا اولین بحث در زمینه فناوری نانو دانست. وی در سال ۱۹۶۵ بدلیل پژوهش‌هایش در زمینهٔ الکترودینامیک کوانتومی، جایزه نوبل فیزیک را به همراه جولیان شووینگر و شین-ایچیرو تومونگا دریافت کرد. همچینین وی به دلیل ماجراجویی‌های فراوانش که در کتاب‌های حتماً  شوخی می‌کنید آقای فاینمن؟ و چه اهمیتی می‌دهید که مردم دیگر چه فکرمی‌کنند؟ به تفصیل راجع به آنها صحبت شده،مشهوراست.

ژان فردريك ژولیو

ژان فردريك ژوليو، فيزيك‏دان فرانسوي، در نوزدهم مارس 1900م در پاريس به دنيا آمد. وي در دوران تحصيل، علاقه  شديدي به علوم داشت و در مدرسه فيزيك و شيمي پاريس نزد اساتيد بزرگي، دانش آموزي كرد. ژوليو در اين ايام، به پژوهش‏هاي علمي روي آورد و در رشته مهندسي و سپس شيمي، به مدارج بالايى رسيد. ژوليو در سال 1923، در اين  دو رشته فارغ‏التحصيل شد و از 25 سالگي به عنوان دستيار مخصوص ماري كوري، فيزيك‏دان شهير فرانسوي و كاشف  راديوم، در آزمايشگاه فيزيك در انيستيتو راديوم، مشغول به كار گرديد. او در كنار اين همكاري با ايرِن كوري، دختر مادام  كوري ازدواج كرد و از آن پس، با هم به مطالعه پرداختند تا اين‏كه وجود نوترون‏ها را در اتم ثابت كردند. اين تحقيقات پيگير، سرانجام به ساخت ماده مصنوعي راديو اكتيو در سال 1934م انجاميد كه به همين دليل، جايزه شيمي نوبل، در سال 1935م به ژوليو و همسرش اعطا شد. ژوليو در سال 1946م به رياست مركز ملي پژوهش‏هاي علمي و نيز رياست سازمان انرژيهسته‏اي فرانسه انتخاب شد. وي در راه صلح جهاني و استفاده صلح‏آميز از يافته‏هاي هسته‏اي تلاش وسيعي از خود نشان داد و در سال 1948م ساخت نخستين نيروگاه هسته‏اي فرانسه را رهبري كرد. ژوليو سرانجام دو سال پس از مرگ همسرش،در 14 اوت 1958م بر اثر تماس مستقيم و دائمي با مواد راديواكتيو در 58 سالگي جان سپرد.



 

 

هانري پوانکاره

هانري پوانكاره رياضي دان معروف فرانسوي است كه در سال 1854 از خانواده اي بنام و سرشناس در شهر نانسي           فرانسه به جهان آمد پوانكاره مهمترين چهره در نظريه معادلات ديفرانسيل و رياضي داني است كه بعد از نيوتن               مهمترين كار را در مكانيك آسماني انجام داد. پوانكاره به كشف و حل مسائل بسياري در زمينه هاي گوناگون علمي               نوشته كه برجسته ترين آنها در رياضيات و فلسفه عبارتند از: علم و فرض، علم و روشني، مفروضات تكويني،              روشهاي نوين در مكانيك آسماني و ارزش علم. تعداد كتابهاي پوانكاره سي جلد مي باشد و صاحب پانصد مقاله است كه مربوط به مسائل كاملاً مختلف است. رغبت بيشتر پوانكاره به نظريه هاي نور و موجهاي برق مغناطيسي بود.نكته اي كه وي درباره انكان ارتباط ميان پرتوهاي مجهول و پديده شبتابي گفت آغاز گر آزمايشهاي هانري بكرل بود كه وي را به كشف پرتوزايي (راديواكتيويته) كشانيد. از سوي ديگر پوانكاره از سال 1899 به بعد در بحثهاي مربوط  به نظريه الكتروني لورنتس بسيار فعال بود. پوانكاره اولين كسي بود كه دريافت كه تبديلهاي لورنتس تشكيل گروهي مي دهند كه با گروهي كه صورت درجه دوم را نامتغير مي گذارد هم ريخت است، بسياري از فيزيكدانان بر اين عقيده اند كه در اختراع نظريه نسبيت خاص، پوانكاره با لورنتس و اينشتين شريك است. هانري پوانكاره در بهار 1912 مريض شد و در نهم ژوئيه همان سال تحت عمل جراحي قرار گرفت و در هفدهم ژوئيه سال 1912 وقتي مشغول لباس پوشيدن بود در سن 68 سالگي درگذشت

اوهم(دانشمند) ژرژ سیمون اوهم در سال1787 متولد شد ودر سال 1854 درگذشت کتابی درباره تئوری ریاضی                   جریان الکتریسیته نوشت و با فرمولی ولتاژو آمپراژ را با مقاومت الکتریکی مربوط ساخت کلود پویه فیزیکدان              فرانسوی اولین کسی بود که قوانین اوهم را در فرانسه و انگلستان شناساند

براهه(دانشمند و منجم) تیکو براهه(1601-1544)منجم دانمارکی که با یک منجم دیگر بنام کپلر همکاری کرده  و حقایق تازه ای در علم نجوم کشف کرده است

بطلیموس(ریاضیدان و منجم)دانشمند قرن 2میلادی که اثر برجسته اش کتاب المجسطی است او تصورمیکرد زمین  در مرکز عالم قرار گرفته و خورشید حول زمین میگردد کپرنیک بطلان عقیده بطلیموس را ثابت  کرد

بونسن(فیزیکدان و شیمیست) (1899-1811)از کارهای او ساختن پیل الکتریکی و چراغ گاز میباشد

پاپن (فیزیکدان) دنی پاپن فیزیکدان فرانسوی در سال 1714 در گذشت وی برای بار اول دیگ بخار را ساخت و                     برای اولین بار به نیروی بخار آب پی برد

پارسون (مخترع)چارلز پارسون انگلیسی مخترع توربین(1913-1854) علاوه بر اختراع مولد برق توربینی                     موفق به اختراع اژدر فشفشه ای شد

پاولوف(فیزیولوژیست) ایوان پتروویچ پاولوف روسی (1904-1849) به مناسبت کارهایی که در فیزیولوژی                    دستگاه گوارش انجام داد در سال 1904 به وی جایزه نوبل اعطا گردید

پلانک فیزیکدان ماکس پلانک آلمانی (1947-1858)از تئوریهای برجسته او تئوری کوانتاست که صحت آن را                اینشتین ثابت کرد و جایزه نوبل در سال 1918 به وی تعلق گرفت

فارنهایت(دانشمند) جبرائیل دانیال فارنهایت (1686-1763) در دانتزیگ به دنیا آمد که فیزیکدان بود وی گرماسنجی             اختراع کرد که به نام خود وی مشهور است

فرانکلن(مخترع) بنیامین فرانکلن امریکایی(1790-1706) برق گیر را اختراع کرد وی به ساختن عینک هایی                        به کانون مضاعف و بازوی الکتریکی نیز اقدام کرد

کوپرنیک(منجم) کوپرنیک(1473-1543) منجم لهستانی که گردش زمین دور خورشید را ثابت کرد

 ماخ فیزیکدان ارنست ماخ فیزیکدان اتریشی (1916-1836) انتقاداتی راجع به اصول مکانیک کلاسیک در دو کتاب به نام مکانیک انتشار داد و از پیشقدمان اینشتین در ایجاد مکانیک نسبی بود

 وات مخترع جیمز وات میکانیسین انگلیسی(1819-1736)  که ماشین بخاررا اختراع کرد

هابل (دانشمند) این دانشمند در 1924 موفق به کشف ستارگان درون سحابی شد هابل بدین نحو مطالعه در                            جهان ماورای کهکشان را بنیاد نهاد  و نام آنها را سحابی های برون کهکشان نام داد که بعدها کهکشانه نام گرفت  به نظر وی کهکشانه ها از ما دور میشوند  بر حسب محاسبات وی قسمتی از جهان که قابل شناخته شدن است  عبارت است از کره ای به قطر 26 میلیون سال نوری. هابل در سال 1953 در گذشت

هرتز(دانشمند) این دانشمند آلمانی یکی از معروفترین فیزیکدانان معاصر میباشد که در سال 1887 میلادی متولد  شد وی قوانین بزرگی را درباره الکترون کشف کرد و فیزیک جدید مدیون اوست او به سبب مطالعات و به وجود  آوردن فرضیه علمی تولید اشعه نورانی در سال 1925میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل در رشته فیزیک گردید.  وی در سال 1975 درگذشت.

برگرفته از کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین

شخصیت های تاریخ جهان نوشته: میشل اچ.هارت ، ترجمه: محمد حسین آهویی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ساعت ۷:۱۴ ب.ظ  توسط محمد ایوب سعادت  |